خواب
دلم یک خواب میخواهد، عمیق آرام طولانی…
خوابی رهاتر از همیشه که مرا از جایی که ایستاده ام بردارد، به جایی ببرد که در آن، هیچ دلیل و انگیزه ای برای اندیشیدن نیست.
من نیاز دارم کمی از خودم،از جهانی که ساخته ام، از آدم هایی که شناختهام؛ دور باشم…
جایی در آنسوی واقعیت در سکوتی مطلق، بخوابم و در خلسه ای عمیق؛ هر چیز که دیدهام، شنیدهام و فهمیدهام را فراموش کنم.
من نیاز دارم کمی خودم را به نفهمیدن بزنم،
من نیاز دارم کمی جدی تر از همیشه، بخوابم…