حیات عند رب
چه مي جويي؟ عشق همين جاست.
چه مي جويي؟ انسان اينجاست.
همه تاريخ اينجا حاضر است. بدر و حنين و عاشورا اينجاست و شايد آن يار، او هم اينجا باشد.
ما وارث انبيا هستيم و غايات الهي آفرينش انسان در وجود ما است كه معنا مي يابد. ما از مرگ نمي ترسيم، كه مرگ ما شهادت است و شهادت حيات عند رب…
عقل هاي مهجور و آيينه هاي قير اندود فطرت بشر غربي، چگونه خواهند توانست كه معني حيات عند رب را دريابند؟
حيات عند رب، نقطه پاياني معراج بشريت است كه به آن، جز با شهادت دست نمي توان يافت. ماييم كه بار تاريخ را به دوش گرفتيم، تا جهان را به سرنوشت مختوم خود برسانيم.
خون سرخ ما فلقي است كه، پيش از طلوع خورشيد عدالت، بر آسمان تقدير نشسته است.
ما همه افق هاي معنوي انسانيت را در شهدا تجربه كرده ايم، ما ايثار را ديديم كه چگونه توصل مي يابد، عشق را هم، اميد را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، كرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم و همه آنچه را كه ديگران جز در مقام حس نديدند، ما به چشم ديديم.
ما ديديم كه چگونه كرامات انساني در عرصه مبارزه به فعليت مي رسد، ما معناي جهاد اصغر و اكبر را درك كرديم. آنچه كه عرفاي دل سوخته حتي درنيافتند، ما در شب هاي عمليات آزموديم. فرشتگان را ديديم كه چه سان حضور داشتند، ما عرش را ديديم و زمزمه جويبارهاي بهشت را شنيديم. از مائده هاي بهشتي تناول كرديم و بر سر سفره حضرت ابراهيم نشستيم. ما در ركاب امام حسين(ع) جنگيديم، ما بي وفايي كوفيان را جبران كرديم.
تو را با خدا چه عهدي بود، كه از اين كرامت برخوردار شدي و خاك زمين تو، سجده گاه ياران خميني(ره) شد؟ و حال چه مي گذرد بر فراق پيشاني هايشان كه سبب متصل شدن ارض و سما بود در آن نجواهاي عاشقانه؟
مي دانم كه دلت مي خواهد، باز هم خودت را به حبل دعاي شهدا بياويزي و با نمازشان تا عرش اعلا بالا روي، اما از آن روز كه انسان بر اين خاكريز هست، آيا جز اصحاب عاشورايي شهدا، كسي را مي شناسي كه بهتر از شهداي ما خدا را عبادت كرده باشد؟
تو چه كرده اي كه سزاوار كرامت اين همه گشته اي، كه سجده گاه ياران خميني(ره) باشي؟ چه پيوندي بوده است ميان تو و كربلا؟ كدام رسول برخاك تو زيسته است؟ تو كهف اعتكاف كدام عارف بوده اي؟ اشك كدام عذا دار حسين بر تو چكيده است؟ چه كرده اي؟
آري اين نجواي عاشقانه سيد شهيدان اهل قلم با سرزمين فكه بود كه به گوش من رسيد.
به راستي كه سيد شهيدان اهل قلم از كدام عشق سخن مي گفت؟ به راستي شهدا چه ديده بودند كه ضمير قير اندود انسان خاكي قادر به درك آن نيست؟
با فاصله گرفتن از محل شهادت شهيد آويني بارها و بارها اين سوالات در ذهنم تكرار شد و بارها و بارها آن صدا در گوشم